تبلیغات
ساقی_پرنیان2009 - معنای خوشبختی ؛ فراتر از یک احساس لحظه ای

امروز از بیرون که برگشتم دیدم در میان مطالبی که از دوستان عزیز مطالعه میکنم مطلبی ازخانم احمدی در وبلاگ “از زندگی” درج شده که توجهم رو به خودش جلب کرد . تیتر جالبی داشت “معنای خوشبختی” . واژه های بزرگی بودند که متاسفانه با مطالعه محتوای مطلب از اینکه یک خانم دکتر جامعه شناس ما آنرا اینگونه بیان کرده اند بسیار تعجب کردم.البته شاید توقع من از ایشان در حد یک نوشته کامل از قلم یک جامعه شناس است . مطمئنا تا چیزی مورد توافق نویسنده ای نباشد آنرا از دیگران نقل نکرده و در خصوص آن توضیح مثبت نمیدهند !

این موضوع و اینکه نکات  زیادی مد نظرم بود موجب شد تا نوشته حاضر را ارائه کنم .از ایشان میخواهم نوشته حاضر که برگرفته از دانسته های محدود ام است را کمی با تامل مطالعه کنند . باشه که هرگز نوشته ای ننویسیم که افکار دیگران را وارد مسیر های شک برانگیز در خصوص مباحث بنیادی چون خوشبختی و… کنیم.اگر مطلب را مینویسیم لحظه ای در مورد اون فکر نکنیم و در حد کسی که  نویسنده اون مطلب است بنویسیم .

البته یک نکته نیز در نوشته شما برداشت نمودم که مثبت بود و آن اینکه عامل خوشبختی را در خود فرد میدانید .این نکته مهمی بود . خود فرد است که با در نظر گرفتن استعداد های خود و امکانات اش شیوه درستی برای زندگی انتخاب کند که به سعادت مادی و معنوی متعالی یک انسان برسد .

بریم سر اصل مطلب .نکته های غیر کارشناسی و برگرفته از خواستن نفس در آن نوشته موج میزنه . اینکه  این نوشته تاییدی بر صحبت جادی محترم است که هر چیزی خودم تشخیص بدهم خوشبختی من است و سیر تکامل انسان در کنار حضور اولیا و رهنمود های آنها همگی بی تاثیر جلوه داده شده!!

اینجا را ببینید : ” کلا دوست ندارم کاری بکنم که حس کنم بقیه نباید بدونن” (در اینصورت بهتر نبود ما واژه حریم شخصی و رفتار شخصی را از میان برداریم ؟ همه ما رفتار هایی داریم که مطمئنا مورد پسند دیگران نیست حتی اگر منظور از دیگران همسر مان باشد ! ) و…. در این نوشته هم من به عین درک کردم که شما همچنان محافظه کارانه مطلبی رو نقل کردید که خودتون هم با دیده نقص بهش نگاه کردید اما نقص مطلب را را پر رنگ نکردید تا ماهیت  نوشته زیر سوال نرود (”البته قرار نیست حتی همین نکات جالب رو هم بدون چون و چرا و دربست بپذیریم ” ). در نوشته جادی محترم تنها چیزی که مورد نظر گرفته شده لذت بردن از حال و لذات مادی زمان حال است البته در جمله ای هم برخی هدف های کوتاه مدت را مردود شمرده اند از جمله استاد دانشگاه و پول …   اما مسیر تفکرات را کاملا زندگی حاضر خود معرفی کرده اند واثری از دیدگاه معنوی دیده نمیشود .اما باید دقت کرد ! زندگی   منحصر به زندگی دنیا و لذایذ و رنج های دنیوی نیست. بلکه زندگی ابدی و جاودانه نیز با رنج ها و لذت های متناسب با اعمال انسان ها در راه است و این آدمی است که می تواند زندگی زودگذر و فانی،‌یا سعادت جاودانه و همیشگی را انتخاب کند . نمونه واضح این موضوع افراد ثروتمند است که غنی از لذات مادی هستند اما همواره خودشان را اسیر آن ساخته‏اند و از فکر این که مبادا در کشمکش حوادث، ثروتشان از دست برود، دائماً به خود مى‏لرزند و هیچ وقت روى آسایش را نمى‏بینند.هر چند در اوج رفاه مادی هستند .

در این باره منکر این نیستم که نباید از حال لذت برد . ابدا!  لذت بردن از زندگی رو واجب میدونم چرا که زندگی هدیه ای ارزشمند است که به ما داده شده است .بدون لذت بردن از زمان حال ماهیت وجودی انسان و استعداد ها و انگیزه های وی زیر سوال میرود .شما باید با توجه به وضعیت واقعی خود (نه آرمان های تخیلی ) بهترین زندگی مطلوب یک انسان را در بهترین وجه ان داشته باشید . تاکید میکنم : بایـــد !

اما نکته ای که شخصا به آن بسیار تاکید دارم اینست که خوشبختی زمانی تحقق پیدا میکند که شما احساس کنید استعداد های انسانی و عالی در شما شکوفا شده است .مهمترین احساس ناشی از آن ارتقای خود ارزشی است که تاثیر مستقیم آن احساس خوشبختی در ان لحظه میباشد.باید احساس کنید که انسانی ارزشمند هستید تا احساس خوشبختی شما کامل شود . از آنجایی که برخلاف محتوای مورد تایید شما , علم و دانش بشر همچنان در خصوص شناختن انسان عاجز بوده و به دلیل اینکه بسیاری از جنبه های روانی  و درونی انسان برایش ناشناخته است , قادر نیست ادعا کند که سعادت انسان را تامین نموده است !  اینجاست که کاملا مطلب شما زیر سوال میرود و جنبه معنوی آن خودنمایی میکند .

نکته جالب توجه دیگر که مایل به بیان آن هستم اینست که شما تایید نموده اید که  همه از جمله رسانه ها خوشبختی را در یک چیز میدانند.کاملا بدیهی است که انسان ها با ظرفیت های وجودی خود نه تنها نمیتوانند در زندگی دنیوی به خوشبختی واحدی برسند بلکه مراتب معنوی آنها هم کاملا متفاوت است و این یکی از ویژگی های انسان ها است .  پس بیان آن از جانب شما خیلی بعید بود .همگی میدانیم خوشبختی تحمیل کردنی نیست !. شما تفاوت ارائه الگو های صحیح که برگرفته از معیار های ارزشی و انسانی به همراه خوشبختی در زندگی مادی است را بطور غیر صحیح با معنای تک قطبی فکر کردن آمیخته اید . بذارید کمی روشن تر توضیح دهم : بزرگان عرصه علم و دین هر دو مجاز به بیان آنچه که از دیدشان صحیح است , هستند و اینکه دیگران بسته به ظرفیت وجودی خود تا چه اندازه از این الگو های درست را میتوانند اجرا کنند مورد نظر انها نیست .پس نباید آنرا با دید تک قطبی بودن برای انها در نظر گرفت .دقت کنید که شما احتیاج به تصویر ذهنی سالمی دارید.

باید توجه کنیم در خوشبختی انسان نه تنها لذت حال مهم نیست بلکه داشتن یک هدف عالی بسته به ماهیت زندگی کنونی فرد کاملا مورد نیاز است .این فرآیند، سبب می‏شود که انرژی مثبت وجودتان جریان پیدا کند. در غیر اینصورت خطر پوچی نیز انسان را در پیری تهدید خواهد کرد . دقت کنید که انسان عاقل،‌ خوشبختی را در امور فانی و متغیر دنیا نمی جوید .واژه هدف، برای بسیاری از افراد، حاوی مفهومی منفی است؛ زیرا اغلب با وسواس، فشار، تنش و رقابت با دیگران همراه است. برای رسیدن به هدف‏هایمان، آنها را به صورت علائم راهنما بنگریم که به مسیری ویژه اشاره می‏کنند تا تمرکزی دقیق به وجود آورند و ما را به تحرک وادارند.دیگران (از جمله رسانه ها) تنها وظیفه دارند ما را به سویی که بر اساس نظرات بزرگان علم و دین صحیح میدانند راهنمایی کنند کسی ما را مجبور به طی راه مشخصی برای حصول به خوشبختی نمیکند .راه رسیدن به هدفتان، به خودتان بستگی دارد. شما می‏توانید در طول راه، بسیار جدی و منظم باشید و تمام توجه‏تان را به رسیدن به هدفتان، معطوف کنید یا بیاسایید و از مسیر و راه، منحرف شوید. 

نکته بعدی که نیاز به توضیح بیشتری در خصوص آن نمیبینم اینست که دقت کنید هنجار شکنی که شما آنرا تبلیغ نمودید امری جذاب و در برخی مواقع کاملا بجاست اما باید مسیرش را مشخص میکردید  . ذکر اینکه هنجار شکنی امریست که در بسیاری شرایط مطلوب   و … است کاملا مردود میباشد  .باید مشخص کنید کدام هنجار شکنی منطقی و مورد تایید است نه اینکه شنا بر خلاف جریان آب را امری بدون اشکال و سفارش شده مطرح کنید !

و در آخر امیدوارم کمی نسبت به نقل مطالب خود محتاط تر باشیم تا مبادا خواننده ای با مطالعه مطالبی که گاها برگرفته از احساس ما و نه دید صحیح و کارشناسی شده هستند  زمینه فکری نا صحیحی جرقه بخورد که مسئولیت سنگینی در پی آن خواهیم داشت .

منبع: امیر حسین